الشيخ حسين المظاهري

13

جهاد با نفس (فارسى)

يك وقت به او گفت : تو كه خطيب خيلى خوبى هستى ، چرا به اسم على ( ع ) كه مىرسى ، لكنت زبان پيدا مىكنى ؟ گفت « اگر مردم فضائل على را مىدانستند ، اطراف ما را نمىگرفتند . على ( ع ) آن است كه سرچشمهء فضيلت است » . با فرضى كه از نظر قانون وراثت داريم ، اين چنين مردى از نظر قانون وراثت ، نبايد عمربن عبدالعزيز تحويل جامعه بدهد . يعنى عمر بن عبدالعزيز از نظر قانون وراثت خيلى خراب بود ؛ از نظر تغذيه مال پدرى را مىخورد كه حقوقش از « سب » اميرالمؤمنين ( ع ) تأمين مىشد . از نظر تربيت خانوادگى نيز عبدالعزيز خطيب خلفا بود . اين پسر در خانوادهء چنين پدرى بزرگ شده بود . و از نظر محيط نيز ، در محيط خلفاى آن چنانى تربيت شده بود . يك جرقه از معلم توانست هر چهار قانون را خنثى كند . نظير اين افراد در تاريخ فراوان است . پسر يزيد بن معاويه قانون وراثتش مثل يزيد است ؛ از نظر غذا ، پدر او شرابخوار و سگ باز است . او هم در همانجا ، همان كارها را انجام مىداده است . از نظر محيط خانوادگى وضع عجيب و غريب معاويه و يزيد و اطرافيانش معلوم است . از نظر محيط در ميان خلفاى بنى اميه پرورش يافته . اما چند روزى يك معلم متدين و عاقل توانست او را چنان بسازد كه وقتى يزد مرد ، او به منبر رفت و گفت : « خدا معاويه را لعنت كند و خدا پدرم يزيد را لعنت كند . من خليفهء پيغمبر نيستم . شما بدون جهت اطراف من جمع شده‌ايد ، اگر واقعاً خليفهء پيغمبر را مىخواهيد ،